تبليغاتX
روی دریاچه قدم میزنم، بیا با من، بیا !

روی دریاچه قدم میزنم، بیا با من، بیا !

جذابیت زندگی در محور عرض حیات

ملتهبم

دیگر گرما ی خورشید هم آزارم میدهد

دلم .... قلبم میجوشد

شاید کسی را میجوید

کنار دریاچه آمده ام باز

چند وقتی گذشت که اینجاها نبوده ام

دوست دارم بازهم روی این آبها روان راه بروم

سبک چون بخار

پاک و زلال تر از آب

سیال و پر سریان در جریان

هم دلی را دوست دارم

سخن گفتن در سکوت با سکوت

بیا با من بیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 2:11 PM  توسط سکوت کتالم  | 

مینگرم تو را در سکوت

هزار بار زمین خورده امُ اما بازهم نخواهم نشست

نگاهت به من انرژی میدهدُ

راه رفتن بر آب را میگویم

تو به من آموختی

من چه خسته

بخوان مرا با خود

مرا هم ببر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 3:25 PM  توسط سکوت کتالم  |