تبليغاتX
روی دریاچه قدم میزنم، بیا با من، بیا !

روی دریاچه قدم میزنم، بیا با من، بیا !

جذابیت زندگی در محور عرض حیات

مرا خواندند

همین قدر دیدم که اراده رفتن به من دادند به آنجاها

و من نمیدانستم هرگز که آنجاها ، کجاست

من روزه سکوت را فرا گرفتم از نهرهایی که به دریاچه میریخت

و آب گوارای پر از حباب

شاید این همان مسیر حیات دریاچه است

من ار نهر نوایی مخصوص را استشمام کردم، شاید هم نهر مرا مسخ کرده بود

من گرمای محبوب را در خنکای آن نهر حس کردم

شاید وصال نزدیک است

زمزمه سکوت را اینجاها آغاز خواهم کرد

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 1:55 PM  توسط سکوت کتالم  |